دویدن ورزش متفکرها

دویدن ورزش متفکرها

به نظر می رسید دویدن به تفکری بسیار بیشتر از آنکه اکثر ما می اندیشیم نیازمند است. طبق گزارشی جدید، ظاهرا ورزش نحوه کارکرد مغز را به گونه ای اعجاب آور تغییر می دهد. این مطالعه که در Frontiers in Human Neruroscience منتشر شد، دریافت که در مغز دونده ها در مقایسه با افراد سالم بی تحرک، پیوندهای گوناگونی دیده می شود که مسئول کمک در شناخت سطوح بالا هستند. این کشف حاکی از آن است که دویدن چیزی بیش از تحرک بی فکرانه پاها در کنار هم است.

زمانی دانشمندان پی برده بودند که کسب مهارت درفعالیتی خاص نیازمند تفکری قابل ملاحظه است و متعاقبا می تواند کارکرد مغز را دستخوش دگرگونی سازد. برای نمونه نواختن آلت موسیقی نیازمند پیشرفت درتنوعی از مهارت های ظریف حرکتی است در حالیکه همزمان حافظه، توجه، برنامه ریزی و بسیاری از کارکردهای اجرایی دیگر مغز را نیز درگیر می کند.

بنابراین تعجبی ندارد که مطالعات اسکن مغز در گذشته نشان داده اند که موسیقیدانان در مقایسه با افرادی که هرگز با آلات موسیقی کار نکرده اند، معمولا هماهنگی بیشتری میان بخش های مغزی مرتبط با انواع گوناگون تفکر، فرایند های حسی و کنترل حرکتی دارند.

به گونه ای مشابه در مطالعات عصب شناختی، ورزشکارانی که ورزششان علاوه بر هماهنگی چشم و دست به توجه ذهنی نیز تاکید دارد – مانند بدمینتون و ژیمناستیک- اثر متقابل ژرفی میان بخش هایی از مغز دیده شد که به شناخت و تمرکز ذهنی اختصاص یافته است. اما معمولا دویدن به عنوان فعالیتی فکری در نظر گرفته نمی شود. اکثر ما دویدن را به عنوان کودکی نوپا – در آغاز با افتادن و تدریجا با اعتماد بیشتر – آموختیم. پس از آن اکثر ما دیگر به چگونگی دویدن فکر نمی کنیم. ( دست کم به صورت آگاهانه)

اما پژوهشگران در دانشگاه آریزونا حدس می زنند که دویدن در واقع می تواند بر الگوی فکری دوندگان حتی هنگامی که در حال دویدن نیستند، اثر بگذارد. به منظور آزمایش این حدس، دانشمندان ۱۱ دونده مرد دانشگاهی و ۱۱ مرد جوان دیگر را که در گذشته ورزش نکرده بودند، فراخواندند. آنها پرسشنامه و فرمولهای ریاضی را به کار بردند تا نه تنها کیفیت سطح فعالیت فیزیکی مردان را بسنجند بلکه تناسب هوازی آنها را نیز برآورد کنند. ( این پژوهش عمدتا بر روی مردان تمرکز یافت چرا که آنها نگران کنترل اثراتی بودند که چرخه قاعدگی بر روی بدن و مغز زنان جوان می گذارد.)

سپس هر داوطلب برای ۶ دقیقه آرام زیر دستگاه MRI قرار گرفت تا سطح فعالیت مغزیش اندازه گیری شود. پژوهشگران به ویژه به فعالیت های هماهنگ و همزمان بخش های گوناگون مغز علاقمند بودند. به نظر می رسد وجود چنین فعالیت های همزمان و هماهنگی نشان دهنده آن است که در آن بخش ها به رغم اینکه از نظر  فیزکی کاملا از هم جدا هستند، پیوندهای اساسی ایجاد شده است. مشخص گردید که مغز دونده ها در مقایسه با مردان جوان بی تحرک، شماری از پیوندهای گوناگونی را نشان میدهد که دربرگیرنده بخش هایی از مغز است که برای تفکر در سطوح عمیق به آنها نیاز می شود.

دویدن ورزش متفکرها

دانشمندان به ویژه خاطرنشان ساختندکه در مغز دونده ها در مقایسه با مردان بدون فعالیت فیزکی، پیوندهای بیشتری میان بخش هایی از مغز وجود دارد که به کارکرد حافظه، عملکردهای چند وظیفه ای، توجه، تصمیم گیری، پردازش دیداری و اطلاعات حسی دیگر کمک می کند.

نکته شگفت آور این است که در میان دونده ها، بخش هایی از مغز که معمولا نشان دهنده کاهش تمرکز و پریشانی افکار است فعالیت کمتری از خود نشان می دهد. در اصل به نظر می رسد در مغز دونده ها، بخش هایی که مربوط به مهارت های شناختی خاص می شود – شامل: عملکردهای چند وظیفه ای و تمرکز- در مقایسه با مردان غیرفعال، سازمان یافته تر است.

جین ای. الکساندر، استاد روان شناسی، عصب شناسی و علوم فیزیکی در دانشگاه آریزونا می گوید:     ” از نظر من این مطلب حاکی از آن است که دویدن شاید صرفا فعالیتی فیزیکی نباشد. در عوض به نظر می رسد دویدن نوعی معمای ریاضی متحرک باشد که مستلزم مهارت های جهت یابی پیچیده است. هنگام دویدن افزون بر توانایی برنامه ریزی، نظارت و پاسخ دهی به محیط، خاطرات گمراه کننده گذشته و شرایط فعلی نیز از ذهن می گذرد و همه اینها در کنار فعالیت های متحرک پی در پی در هنگام دویدن، آنرا تبدیل به کاری بسیار پیچیده می کند.”

او در ادامه می گوید تعجبی ندارد که با در نظر گرفتن نیازهای ذهنی دونده، مغز او الگوهای فکری متفاوتی نسبت به مردان جوان از خود نشان می دهد. البته این نوع مطالعات ثابت نمی کند که دویدن سبب تفاوت در تفکر مردان می شود. تنها می گوید دونده ها الگوهای فکری خاصی دارند. بنابراین نه به عنوان یک قانون بلکه تنها اینگونه انتظار می رود که دویدن ، بخش هایی از مغز را فعال می کند که مسئول کنترل شناخت پیشرفته باشد.

به علاوه آشکار نشده است که صرفا دویدن، چنین تاثیراتی دارد یا ورزشهای استقامتی مانند دوچرخه سورای و شنا نیز پیوندهای مغزی مشابهی را ایجاد می کند یا افرادی که در سن دانشگاهی نیستند یا مرد نیستند نیز به همین شیوه پاسخ می دهند یا خیر. همچنین دانشمندان، شناخت داوطلبان را نیز نیازمودند، بنابراین نمی توان گفت که آیا الگوهای فکری متفاوت در میان دونده ها منجر به تیزهوشی آنها می گردد.

اما دکتر الکساندر و همکارانش امیدوارند در آینده آزمایشی را انجام دهند که بتواند به ما بگوید چگونه دویدن و فعالیت های فیزیکی دیگر در واقع الگوی فکری را دگرگون می سازد و اینکه آیا با افزایش سن می توان از زوال ذهن جلوگیری کرد یا خیر.

ثریا مرعشی

ثریا مرعشی

مترجم