چگونه غذاهای سالم افراد را به زیادروی در خوردن سوق میدهد.

انزوای اجتماعی چگونه ما را می کشد

انزوای اجتماعی

من و بیمارم هر دو می دانستیم که او در حال مرگ بود. مرگی نه از آن نوع که شاید برای ماه ها یا سال ها به درازا بیانجامد بلکه مرگی که امروز به وقوع خواهد پیوست. شاید هم فردا و اگر فردا نباشد روز بعدش خواهد بود. آیا کسی بود که باید به اوزنگ بزنم؟ کسی که او بخواهد ببیند؟

او پاسخ داد: هیچ کس. حتی یک نفر! نه خویشاوندی و نه هیچ دوست نزدیکی. شاید قوم و خویشی در جنوب. اما سالهاست که با هم گفتگویی نداشتند. اندوه تنهاییش برایم سخت تر از رنج مرگش بود. نمی دانستم انزوا، مرگ زود هنگامش را به جلو راند یا شرایط ناراحت کننده ش.

هر روز شاهد نوسانی از مرگ و زندگی هستم: مرد جوانی که به هنگام ترک اعتیاد از طرف دوستانش تنها گذاشته شد. پیرزنی که با چای و بیسکوئیت در کثافت زندگی می کند در حالی که دیگر قادر به تمیز کردن آپارتمان انباشته ش نیست. در این لحظات به نظر میرسد تنها چیزی که دشوارتر از رنج ابتلا به بیماری ای جدی است، دشواری تنها زیستن است.

انزوای اجتماعی بیماری همه گیر رو به افزایشی است که با داشتن پیامدهای فزاینده عاطفی، ذهنی و فیزیکی تشخیص داده می شود. از دهه ۱۹۸۰ درصدی از بزرگسالان آمریکایی که می گویند تنها هستند از ۲۰ به ۴۰ درصد رسیده است. از هر سه آمریکایی بزرگسال حدود یک نفر بیش از ۶۵ سال دارد و به تنهایی زندگی می کند و نصف همین تعداد، بالای ۸۵ سال سن دارند. احتمال اینکه افرادی که از نظر سلامتی در وضعیت پایینی به سر می برند- به ویژه آنهایی که اختلالات حالتی مانند اضطراب و افسردگی دارند- احساس تنهایی کنند بیشتر است.

افرادی بدون تحصیلات دانشگاهی، کمترین احتمال ممکن را دارند که کسی را داشته باشند تا بتوانند درباره موضوعات شخصی مهم با او گفتگو کنند. موجی از پژوهش های جدید حاکی از آن است که انزوای اجتماعی برای ما زیانبار است. افرادی با پیوندهای اجتماعی کمتر نه تنها الگوی خواب نامنظم که سیستم ایمنی ضعیف، التهاب بیشتر و سطح بالاتری از هورمون استرس نیز دارند.

بر طبق مطالعه ای که اخیرا صورت گرفته است انزوا، خطر بیماری های قلبی را تا ۲۹ درصد و سکته را تا ۳۲ درصد افزایش میدهد. تحلیلی دیگر که از ۷۰ مطالعه و ۳۴ میلیون نفر گردآوری شده بود می گویند افرادی که به لحاظ اجتماعی منزوی بودند ۳۰ درصد بیشتر از بقیه احتمال دارد که طی ۷ سال آینده بمیرند و این تاثیر در میان میانسالان بیشتر به چشم می خورد.

تنهایی می تواند زوال شناختی را در سالمندان شتاب دهد و افراد منزوی دوبرابر بیشتر از کسانی که تعاملات اجتماعی قوی دارند در معرض خطر مرگ زودهنگام قرار دارند. این تاثیرات از همان آغاز صورت می پذیرد: کودکانی که به لحاظ اجتماعی منزوی هستند حتی پس از کنترل سایر عوامل، بیست سال بعد سلامت کمتری دارند. به گفته همگان تنهایی درست به اندازه چاقی مفرط و سیگار، نقشی موثر در مرگ زود هنگام دارد. شواهد درباره انزوای اجتماعی آشکاراست اما آنچه که درباره اش انجام می دهیم به آن روشنی نیست.

تنهایی مشکلی پیچیده است چرا که پذیرش و اظهار آن برای ما در حکم برچسبی شرم آور است. اعتراف به تنهایی می تواند حسی شبیه به اعتراف به شکست در اساسی ترین جنبه های زندگیمان به ما بدهد: تعلق، عشق، پیوند. تنهایی به غریزه اصلی ما برای حفظ آبرو هجوم می آورد و همین امر سبب می گردد درخواست کمک نیز دشوار گردد.

من این مورد را به خصوص حین تعطیلات در بیشترین حدش میبینم. هنگامی که مراقب بیماران بستری هستم که در اتاق مراقبت های ویژه  که خالی از خویشاوندان و دوستان است به دستگاه وصلند- تنهاییشان با پخش فیلم های شاد کریسمس تشدید می شود. ضمنا گذشته از بیماران بستری، بسیاری از مردم می گویند تنهایی، افسردگی و عدم رضایت بیشتری را در فصل تعطیلات حس می کنند.

پژوهش های جدید حاکی از آن است که تنهایی لزوما نتیجه مهارت های اجتماعی ضعیف یا فقدان حمایت اجتماعی نیست بلکه تا حدی می تواند سبب حساسیت نامعقول نسبت به نشانه های اجتماعی شود. احتمال اینکه افراد تنها نشانه های اجتماعی را به گونه ای منفی درک کنند بیشتر است و به درون محدوده ذهن ساخته حفاظت از خود کشیده شوند که این خود مشکل را بغرنج تر می سازد. تنهایی می تواند به این شیوه تبدیل به بیماری مسری شود: هنگامی که یک نفر تنها می شود از دایره اجتماعی کناره گیری می کند و همین کار سبب می شود دیگران نیز به این گونه عمل کنند.

دکتر جان کاسیوپو، استاد روان شناسی دانشگاه شیکاگو، رویکردهای متنوعی را برای درمان تنهایی آزموده است. او دریافته که موثرترین مداخله، تمرکز بر نشانه روی به شناخت اجتماعی ناسازگارانه است- به بیان دیگر کمک به افراد تا دریابند چگونه با دیگران تعامل داشته باشند و نشانه های اجتماعی را درک کنند. او با ارتش ایالات متحده همکاری می کند تا کشف کند چگونه آموزش شناخت اجتماعی می تواند به سربازان کمک کند تا پس از بازگشت به خانه احساس تنهایی کمتری داشته باشند.

تنهایی در سالمندان ریشه های گوناگونی دارد- اغلب در نتیجه رفتن اعضای خانواده یا فوت دوستان نزدیک- به گفته یکی از بزرگان: دنیایت می میرد پیش از آنکه خودت از دنیا بروی، متخصصان می گویند همسایه ها و اجتماعات می توانند مراقب افراد سالمند باشند و گامی در جهت کاهش انزوای اجتماعی آنها بردارند. اطمینان دادن به آنها از اینکه می توانند به وسیله بلیت های تخفیف خورده اتوبوس و سرویس های حمل و نقل ویژه همچنان ارتباطات اجتماعیشان را حفظ کنند راه دیگری برای کمک به آنها است.

 سالمندان مذهبی را باید تشویق نمود تا به حضور منظمشان در مراسم ها ادامه دهند چرا که می تواند برای روحیه مذهبی و اجتماع و نیز چشمان هوشیار دوستانشان که با آنها به کلیسا می روند، سودمند واقع گردد. آن دسته از افرادی که توانایی نگهداری از حیوان خانگی دارند می توانند از این کار لذت ببرند. ضمنا می توانیم از همسایه ها درخواست کرد تا در فواصل معین  به پدر و مادریا پدر بزرگ و مادر بزرگ سر بزنند.اما برنامه های سازمان یافته تر نیز ایجاد می شوند. برای نمونه دکتر پائول تانگ از Palo Alto Medical Foundation  برنامه تبادل خدمات میان نسلی به نام Linkage را راه انداخت که از ایده     ” هر کس چیزی برای عرضه کردن دارد” الهام گرفته شده است.برنامه اینگونه کار میکند که اعضای آن به صورت آنلاین، چیزی که میخواهند را اعلان می کنند: آموزش گیتار، بردنشان به مطب پزشک و …سپس دیگران می توانند داوطلب شوند تا زمان و مهارتشان را برای برآورده کردن آن نیازها به کار برند و معادل آن چند ساعتی که زمان می گذارند برای خود “پس انداز” کنند تا هنگامی که خودشان نیاز پیدا کردند شخص دیگری به کمکشان بیاید.برای مثال دختر دانشجویی می تواند اعلان مرد سالمندی را ببیند که نیاز به باغبان دارد. اون به کمکش می رود و ظرف مدت دو ساعت ردیفی از گل در باغچه می کارد و دو ساعت برای خود ” پس انداز” می کند. چند ماه بعد هنگامی که می خواهد غذایی مالزیایی برای دوست پسرش بپزد، آشپز بازنشسته ای می آید و به او آموزش می دهد.

دکتر تانگ می گوید: ” شما همه روزه به کمک دیگری نیاز نخواهید داشت اما میدانید که ارزشمندید و این مطلب به گونه ای چشمگیر مجددا تصریح می شود.

اکنون این برنامه صدها عضو در کالیفرنیا دارد و بناست تا در نواحی دیگر ایالات متحده نیز گسترش یابد. بزرگ ترین تناقض درباره این برنامه این است که به نظر می رسد ما در حال جداشدن از یکدیگریم. اما پژوهشگران به طور فزاینده ای بر ژرف ترین شم ما صحه می گذارند: پیوندهای انسانی در قلب رفاه انسانی جای گرفته است. این به خود ما بستگی دارد- پزشکان، بیماران، همسایه ها و جوامع- تا پیوندها را در جایی که رو به زوال است حفظ کنیم و پیوندی را ایجاد نماییم که وجود نداشته است.

ثریا مرعشی

ثریا مرعشی

مترجم