چرا افراد حین یک بحران می‌خندند؟ بخش دوم

چرا افراد حین یک بحران می‌خندند؟ بخش دوم

فلسفه قوه طنز

میشل کریولیس  Michele Kerulis

بخش نخست این مقاله ایده‌هایی را بررسی کرد در رابطه با اینکه چرا افراد در موقعیت‌های بحرانی از شوخ طبعی بهره می‌جویند که از اپیزود ۱۶۱ پادکست The Thoughtful Counselor الهام گرفته بود. در ادامه بر روی درک این مسئله تمرکز کرده بود که چرا انسانها حین بحران، پندمی کووید۱۹ در سال ۲۰۲۰، می‌خندند و درباره این پندمی جوک می‌سازند. بخش دوم ادامه همین مطلب است و به بررسی تئوری‌های شوخ طبعی می‌پردازد و پیوند میان شوخ طبعی، مشاوره و ویروس کرونا را جستجو می‌کند.

تئوری‌های شوخ طبعی

مانند هر استاد دانشگاه دیگری دکتر گیمبل گفتگو درباره شوخ طبعی و خنده را به صورت تئوری در آورد. او سه تئوری مشهور درباره شوخ طبعی را تعریف کرد، که به عنوان توضیحی درباره چیستی و چرایی شوخ طبعی در خدمت ماست.

تئوری برتری ( افلاطون)- این تئوری برای نخستین بار توسط افراطون معرفی شد و این گونه توصیف می‌شود که فردی می‌خواهد با کوچک شمردن دیگری خودش را برتر از او نشان دهد. جوک‌های قلدرمآبانه و نژادپرستانه در این دسته‌بندی می‌گنجند. تصور “بهتر از” کسی بودن نیز در این تئوری وجود دارد. برای نمونه در سریال بیگ بنگ تئوری شلدون همکارش را به حساب نمی‌آورد چرا که او زمین‌شناس است و نه فیزیکدان، در حالی که فرض را بر این می‌گذارد که فیزیکدانها “بهتر از” زمین‌شناسان هستند.

تئوری بازی ( ارسطو)- ارسطو، شاگرد افلاطون، این تئوری را معرفی کرد و بر این باور بود که شوخ طبعی بازی با موضوع‌ها و واژه‌هاست. کودکان به طور طبیعی در همه زمانها می‌خندند و بازی می‌کنند، در حالی که بزرگسالان این ظرفیت را از دست می‌دهند. بنابراین به جای بازی فیزیکی، بزرگسالان با واژه‌ها و افکار بازی می‌کنند.

تئوری رهایی یا آزادی ( فروید)- فروید این تئوری را فهم شوخ طبعی به عنوان بازی و کلنجار رفتن مداوم میان اید، ایگو و سوپرایگو تعریف کرد. فشار در ذهن ( اید ) شکل می‌گیرد؛ بنابراین ، ذهن نیاز به آزادی دارد. سوپرایگو آدمها را از عمل بر اساس انگیزش‌ها (رفتارها) باز می‌دارد و در نتیجه مغز جوک‌ها را می‌آفریند. جوک آزادی آگاهی از این خواسته ( گفتن، نه انجام دادن) است. با این تئوری قابل فهم است که این افزایش دوره‌ای در ذهن از چیزهای ترسناک   ( به طور مثال ویروس کرونا) باید در جایی تخلیه شود و نیاز به رهایی دارد.

شوخ طبعی این تنش را آزاد می‌کند و منجر به خنده می‌شود. دکتر گیمبل توضیح داد که فروید می‌خواهد بحث کند که  “این شیوه‌ای سالم و حتی ضروری برای ذهن بشر است” که بخواهد انرژی عصبی را از رهگذر خنده و شوخ طبعی آزاد نماید.

تئوری ناهمخوانی ( تئوری‌های چندگانه)- بسیاری از نظریه پردازان بر این باورند که این تئوری معروف‌ترین تئوری شوخ طبعی است. آنها باور دارند که شوخ طبعی از دو چیزی می‌آید که با هم همخوانی ندارند و این حقیقت که میان آنها تجانسی وجود ندارد آن را خنده‌دار می‌سازد. برای مثال در قسمتی از بیگ بنگ تئوری شلدون جوکی درباره زوج‌ها می‌سازد مبنی بر اینکه آنها با هم سازگار نیستند چرا که به عقیده او سطح جذابیت فیزیکی‌شان متغیر است. واکنش زوج‌ها آشکار می‌سازد که آنها با شلدون هم‌رای نیستند و جوک او را بامزه نمی‌یابند.

دکتر اسیتون گیمبل متخصص فلسفه شوخ طبعی می‌گوید: …شوخ طبعی به پیچیدگی روابط انسانیست…

ما تایید کردیم که بحران سلامتی کنونی خنده‌دار نیست و از سویی دیگر تایید کردیم که شوخ طبعی می‌تواند به افراد کمک کند تا مواد شیمیایی مربوط به حس خوب را آزاد و پیوند اجتماعی ایجاد نمایند که برای زمانهای دشوار حیاتیست. مشاوران می‌توانند به آدمها کمک کنند تا پیوندی میان ادراک‌شان از زندگی‌هایشان ایجاد کنند و اینکه چطور شوخ طبعی ممکن است  در منحرف ساختن احساسات نقش داشته باشد یا اینکه چطور شوخ طبعی به کار برده می‌شود  برای کمک به دیگران برای اینکه حس بهتری به زندگی‌شان داشته باشند.

من مکرراً می‌گویم که بخشی از نقش من به عنوان مشاور و استاد دانشگاه کمک به افراد است برای اینکه تجربه‌هایشان معنی بیابد تا بتوانند درک کنند که چطور این معنای تازه یافت شده بر زندگی‌شان تاثیر می‌گذارد. دکتر گیمبل توضیح داد که پس از آن افراد می‌توانند از موقعیت کلافه‌کننده فاصله بگیرند و راه تازه‌ای را ببینند، می‌توانند فراتر از آن شرایط کلافه‌کننده معنا بیابند. او بر این باور است که شوخ‌طبعی می‌تواند به آدمها کمک کند تا بیاموزند که چگونه چیزها را از چشم‌اندازهای چندگانه ببینند که این امر به نوبه خود می‌تواند راهی برای شفای عاطفی باشد.

دکتر پلیشس، میزان پادکست، درباره اخلاق در شوخ‌طبعی نیز بحث نمود. به ویژه درباره قوانین پیرامون شوخ‌طبعی گفتگو کرد و اینکه چه زمانی جوک ساختن درباره چیزی بلامانع است. به عنوان یک مشاور او بیان کرد بر این باور است که شوخ‌طبعی می‌تواند به عنوان فاکتوری محافظتی از واقعیت هم به راه‌های سالم و هم ناسالم خدمت کند. افزون بر آن روابطی که با دیگران داریم برای استفاده از شوخ‌طبعی در موقعیت‌های متفاوت راهنمایی خواهد کرد. او گفت: “فکر می‌کنم در میان همه انسانهایی که درباره خوب زیستن گفتگو می‌کنند، موضوع خندیدن همواره حضور دارد.”

نکته جالب آن است که دکتر گیمبل شوخ‌طبعی را با چاقوی ارتشی سوئیسی مقایسه می‌کند: “ما از شوخ‌طبعی به عنوان ابزار استفاده می‌کنیم و این ابزار برای شماری از هدف‌ها به کار می‌رود.” با توجه به ایده دکتر گیمبل درباره شوخ‌طبعی و افسردگی این به ویژه هنگامی درست است که:

فردی از افسردگی رنج می‌برد…در اینجا دیگر شوخ‌طبعی وجود ندارد به این سبب که افسردگی شما را طوری کلافه می‌کند که نمی‌توانید میان خودتان با آن احساسات و شرایط فاصله‌ای بیاندازید و بازگشت مجدد حس شوخ‌طبعی راهی آشکار است که شخص دارد سلامتی‌اش را به دست می‌آورد…چیزی را خنده‌دار یافتن به معنای این است که می‌توانید از خودتان فاصله بگیرید…یعنی می‌توانید دستکاری کنید…یا اینکه به چند شیوه درباره چیزها بیاندیشید، که به راستی هسته اصلی زندگی همراه با تندرستی و بهروزیست هنگامی که به رغم سد زبانی به همراه کسی که به یک زبان صحبت نمی‌کنید می‌خندید پیوندی انسانی شکل می‌گیرد چرا که خندیدن به معنای انسان بودن است. دکتر پلیشس به ما یادآوری می‌کند که شوخ‌طبعی بخشی از خوب زندگی کردن است و اینکه  می‌تواند به افرادکمک کند تا درباره سلامت روانی خود چیزهایی بیاموزند:

“…می‌دانم که برداشت‌های متفاوت بسیاری از آنچه معنی خوب زیستن و شاد بودن می‌دهد، وجود دارد و شوخ‌طبعی و خندیدن اغلب ارتباط بسیار تنگاتنگی دارد با آنچه شادی و خوشبختی می‌نامیم. چنانچه صدای زندگی‌هایمان را خاموش کنیم و بنا باشد بر اساس آنچه می‌بینیم قضاوت کنیم بسیار آسان است که فردی در حال خندیدن را شخصی شاد تصور کنیم. به نظر می‌رسد آنهایی که نمی‌خندند و چیزی را خنده‌دار نمی‌یابند، چیز مهمی را در زندگی از دست داده‌اند…برای هر کسی که به یادگیری درباره آنچه مربوط به سلامت روانی خودش است علاقمند باشد، همیشه خندیدن مساوی با سلامت روانی در نظر گرفته ‌شود. چیزی درباره خندیدن یا انجام کارها به شیوه‌ای سرزنده و شوخ‌طبعانه وجود دارد که به طور ارثی حس خوبی در ما بر می‌انگیزد…”

نتیجه گیری

زمانهایی در زندگی هر شخصی وجود دارد که باید جدی باشد و اکنون قطعاً یکی از آن زمانهاست. علاوه بر این باید به یاد داشته باشیم، همانطور که الن دیجنرس مکرراً به ما یادآوری می‌کند، باید مراقب خودمان و دیگران باشیم. بخشی از مراقبت از یکدیگر نیز شامل درک ارزش‌ها و نیازهای افراد نزدیک به ماست، درست همانطور که ارزش‌ها و نیازهای جامعه‌ای بزرگتر را باید درک کنیم.

هدف ایم مقاله مشارکت در این بود که چگونه می‌توانیم از شوخ‌طبعی به شیوه‌ای محترمانه استفاده کنیم و راه‌هایی را روشن گردانیم در حالی که یاد آنهایی را گرامی بداریم که این روزها زمان دشواری را پشت سر گذاشتند.

مترجم ثریا مرعشی

مترجم ثریا مرعشی

لینک مقاله