چرا افراد حین یک بحران می‌خندند؟

چرا افراد حین یک بحران می‌خندند؟

فلسفه قوه طنز

میشل کریولیس    Michele Kerulis

بخش اول: تعیین نقش خنده در زمانهای دشوار

دکتر استیون گیمبل  Steven Gimbel می‌گوید: “استقرار  شوخ طبعی یک نشانه آشکار از شخص سالم است چرا که فکر می‌کنم بامزه یافتن چیزی به این معناست که می‌توانید از خودتان فاصله بگیرید…قادر بودن به دستکاری…توانایی اندیشیدن درباره چیزی به چند راه که به راستی هسته زندگی بشر همراه با بهروزی و تندرستیست.”

پندمیک ۲۰۲۰

ربع نخست ۲۰۲۰ در تاریخ به عنوان دوره‌ای آورده خواهد شد که کووید۱۹ بر زندگی افراد حکمفرما بود. رویدادهای ورزشی، مراکز فیتنس، مجالس رسمی رقص دبیرستانها و دانشگاهها، کنفرانس‌های بین‌المللی، مدارس، دانشگاه‌ها، رستوران‌هاو بارها، باشگاه‌های سرگرمی و بیزنس‌های دیگر بسیاری پنداشتند که به دلیلی “غیرضروری” مجبور به تعطیلی و فرمان در خانه بمانید شدند.

از مردم خواسته شد تا به تمرین فاصله‌گذاری اجتماعی احترام بگذارند تا کمکی برای پایین آوردن نمودار شیوع این ویروس بسیار واگیردار باشد. از کارمندان سرویس‌های غذایی، کارکنان بهداشت، پاسخگویان رده نخست، پرستاران و پزشکان جهان خواسته شد به خدمت در جامعه ‌ما ادامه دهند.

می‌توانیم بگوییم ما در جهانی تازه هستیم که مملو از عدم قطعیت‌ها، ترس‌ها و بحران بهداشتی است. این راه ما برای زیستن به سرعت تغییر یافته است و ما پاسخ پرسشی که در پی آنیم را نداریم. افراد در حال کلنجار رفتن برای فهم کووید۱۹ هستند که به نام ویروس کرونا نیز شناخته می‌شود و به نظر می‌رسد دو صدای حاکم در جامعه آنلاین وجود دارد: یکی که هشداردهنده نامیده می‌شوند (همواره پست‌هایی درباره خطرات موقعیت فعلی منتشر می‌کند) و دیگری بی‌احتیاط نامیده می‌شوند ( با طرز فکر برای “من اتفاق نمی‌افتد”).

هر زمان که دوگانگی افراطی مانند این مورد وجود داشته باشد، حد وسط شادی نیز وجود دارد که با آن افراد می‌توانند آغاز به درک طبیعت ترسناک آنچه رویارویش هستیم، کنند. من اینجا نیستم تا در این باره بحث کنم که آیا ما در بحران قرار داریم یا نه- آشکار است که ما در بحرانیم.

من بر این باورم که اشخاص باید بیاموزند که چگونه در میان اخبار به دردنخور اینترنت جستجو کنند و بیاموزند که کدام منابع تعصب‌آمیز نیستند و رنگی از حقیقت دارند. بسیاری از افراد پست‌هایی را درباره احساسسشان به اشتراک می‌گذارند و آن را در قالب کلمات می‌آورند. به اشتراک گذاشتن ایده‌هایتان درست است اما پخش اخبار نادرست و ترس در میان دیگران به هیچ رو درست نیست.

برای آدمها حیاتیست تا به منابع معروف مانند سازمان بهداشت جهانی و مراکز کنترل بیماری روی بیاورند تا اطلاعات دقیق و به روز درباره این حالت بحران سلامتی در کشور و جامعه خود به دست آورند. برای نوشتن درباره شوخ طبعی بدون هیچ شکی به سراغ  این موقعیت می‌رویم.  از این موقعیت استفاده می‌کنم تا فضایی برای این بحث باز کنم که چرا افراد حین بحران و زمانهایی که به نظر نامناسب است جوک می‌گویند. مانند هر داستان جهانی دیگری، کووید۱۹ به صورت گسترده‌ای شناخته شد و اصطلاح “ویروس کرونا” بخشی از دایره واژگانی روزانه ما شد.

پرسش‌هایی درباره اینکه این ویروس چطور آغاز به گسترش کرد، برخاست و اینکه چه رابطه‌ای میان این ویروس با آبجوی کرونا وجود دارد. برخی از نخستین پست‌هایی که وایرال شد از کمپانی نوشیدنی‌ای بود که  آبجوی کرونا را تولید می‌کرد و در توییتر تویینی با مضمون شوخی منتشر کرد.

کرونا، مانند بسیاری از کمپانی‌های بزرگ دیگر، انتخاب کرد که برای پرداختن به موضوعی که اثر منفی بر روی برندش داشت ( و داشته است) از شوخ طبعی بهره جوید. در حالی که برخی تصور می‌کنند چنین کاری به دور از سلیقه بود، عده‌ای دیگر این جناس ساختن هوشمندانه که اشتباه مردم را مورد هدف قرار میداد مبنی بر اینکه نوشیدن آبجوی کرونا آنها را در معرض ویروس قرار می‌دهد، ستودند. اما این بحران درباره مسئله خندیدن نیست. به مجرد آنکه جدیت این ویروس آشکار شد، کمپانی تولید کننده کرونا به سرعت آن توییت را حذف کرد.

چرا جوک گفتن در بعضی مواقع بلامانع است و در موقعیت‌های دیگر اشکال دارد؟ من نیز مانند اکثر افراد از شنیدن جوک‌های بامزه لذت می‌برم و عاشق خندیدن هستم. می‌توانم حتی خودم را دست بیاندازم و چند بار در سخنرانی‌های عمومی این کار را کرده‌ام. چیزی بامزه خواهم گفت ( دست کم فکر می‌کنم که بامزه است) و شنوندگان یا می‌خندند یا نمی‌خندند. در هر دو حالت مشکلی ندارم چرا که می‌دانم شوخ طبعی بالایی ندارم و از نظر من اشکالی هم ندارد.

اغلب در موقعیت‌های استرس‌زا روی به خندیدن خواهم آورد یا حتی طعنه می‌زنم چرا که خندیدن مرا شاد می‌کند. بدون هیچ شکی حس گریز یا راهی برای روشن ساختن در موقعیتی جدی شرایطی را برای ارتباط با افرادی فراهم می‌آورد که ارزش مشترکی با هم دارند و همچون چراغی در آن زمان دشوار  عمل می‌کند. فاصله‌گذاری اجتماعی و فرمان در خانه بمانید بر روی آدمها تاثیر گذاشته است. از آنجایی که بسیاری از کارهای من به صورت دورکاری انجام می‌شود سابق بر این برنامه‌های سودمندی می‌آفریدم، اما این شدت از انزوای اجتماعی حتی برای من نیز دشوار است. یک چیز که برایم سودمند است گوش دادن به کتاب‌های صوتی، موسیقی و پادکست است. برای کاستن از حس تنها ماندن به اسپاتیفای روی آوردم و از طریق آن به برخی پادکست‌های مورد علاقه‌ام گوش دادم.

فلسفه شوخ‌طبعی

یک پادکست که توجه مرا به خود جلب کرد اپیزود ۱۶۱، The Thoughtful Counselor بود. این اپیزود گفتگوی دکتر گیمبل استاد فلسفه که تخصصش فلسفه شوخ‌طبعی است و دکتر پلیشس Palacious استادیار در رشته مشاوره است. برخی از افراد ممکن است فکر کنند گوش دادن به دو استاد دانشگاه که درباره فلسفه و مشاوره با هم گفتگو می‌کنند ممکن است دشوار باشد، اما این اپیزود که گفتگومحور و آموزنده است را به راحتی می‌توان دنبال نمود. شما را تشویق می‌کنم به شنیدن این اپیزود و بازتاب اینکه چگونه در زندگی خودتان از شوخ‌طبعی استفاده می‌کنید.

دکتر گیمبل هنگامی که درباره شوخ‌طبعی بحث می‌کرد چند نکته مهم را خاطرنشان می‌کند:

“هنگامی که جوکی را با شخصی به اشتراک می‌گذارید حسی از پیوند به وجود می‌آید که پروفسور تد کوهن Ted Cohen به آن صمیمیت جوکی می‌گوید. این نوع از صمیمیت می‌تواند با کسی به اشتراک گذاشته شود که او را می‌شناسید یا حتی برایتان غریبه است. برای نمونه اگر چیز بامزه‌ای ببینید احتمالاً پیرامونتان را نگاه می‌کنید تا ببینید آیا کس دیگری هم به آن توجه کرده یا نه- ممکن است نگاهتان به شخصی غریبه بیافتد و هر دو زیر خنده بزنید. اینجاست که صمیمیت جوکی از رهگذر تجربه مشترک خنده شکل گرفته است.” دکتر گیمبل توضیح داد: “نوعی از پیوند در اینجا وجود دارد که از طریق شوخ‌طبعی رخ می‌دهد که حسی از اجتماع انسانی را شکل می‌دهد.”

جوک‌ها بامزه‌اند چرا که بر پایه حسی از ارزش‌ها، تجارب، پیش‌زمینه‌ها و ساختار اعتقادی  مشترک هستند. نمونه‌هایی از جوک‌هایی با پیش‌زمینه مشترک در سریال‌های تلویزیونی مانند بیگ‌بنگ تئوری دیده می‌شود هنگامی که شلدون جوک‌هایی درباره فیزیک می‌گوید و برای دیگرانی که این پیش‌زمینه را ندارند خنده‌دار نیست. ( نبود پیش‌زمینه و تجربه مشترک)

یک جنبه نوروبیولوژیکی نیز در شوخ طبعی وجود دارد. خندیدن شادی و لذت را با خود به همراه می‌آورد که با افکار    ( آگاهی) و احساسات ( عواطف) مرتبط است. هنگامی که افراد موجب خنده ما می‌شوند، می‌توانیم پیوندی را بر اساس افکار و احساسات شادی‌آور مرتبط با آن شخص بیافرینیم. البته مهم است تفاوت میان جوک گفتن و قلدری را بدانیم. برای نمونه قلدری کردن شامل جوک‌های نژادپرستانه و حاوی تفکر برتری گروهی بر گروه دیگر است. این جا مسئله خندیدن به کسی به جای خندین با آن شخص است.

آنچه را خنده‌دار می‌یابید می‌تواند چیزهایی را درباره استراتژی‌های مدارای شما بگوید. خندیدن و شوخ طبعی بازتاربی مستقیم از ارزش‌های ماست و گاهی قوه طنز به عنوان مکانیسم مدارا در خدمت ما قرار می‌گیرد. طبق گفته پروفسور رابرت پراوین Robert Provine خنده به شدت مسری است. به اشتراک گذاشتن خنده با افراد راهی برای آوردن شادی به موقعیت‌های دشوار است.

ثریا مرعشی

ثریا مرعشی

لینک مقاله