چگونه با منظم کردن آرامش بیابیم

چگونه با منظم کردن آرامش بیابیم

ست جی گیلیهان   Seth J.Gillihan

به کارگیری دانش درمان شناختی-رفتاری برای نظم بخشیدن به خانه‌هایمان

آیا عاشق این نیستید که خانه‌تان تمیز و منظم باشد؟ چیزی عمیقاً رضایت‌بخش وجود دارد که فضایی نه تنها عاری از انباشتگی باشد و بلکه هر چیزی نیز درست سر جای خودش قرار گرفته باشد. گویی در خانه‌ای منظم می‌توانیم احساس آرامش بیشتری داشته باشیم و  توجه‌مان را متمرکزتر گردانیم. متاسفانه برای بسیاری از ما ایده خانه منظم مانند رویایی دور از  دسترس است. میان برنامه‌ای شلوغ، انبوهی از چیزها، بچه‌ها و حس کلافگی، تنها شستن ظرف‌ها مانند یک پیروزی بزرگ است و این گونه است که هر روز به انباشتگی‌ها افزوده می‌شود.

به تازگی با نظم‌دهنده حرفه‌ای الژاندرا کوستلو Alejandra Costello در پادکست Think Act Be podcast به گفتگو نشستیم تا بینش او را درباره این بیابیم که چگونه خانه‌مان را منظم نگه داریم. من شگفت‌زده بودم که تا چه حد همپوشی میان اصول درمان شناختی- رفتاری (CBT) وجود دارد با رویکردی که او توصیف کرد. جای تعجبی ندارد که ویدئوهای او توسط میلیونها نفر در سراسر جهان دیده می‌شود.

اگر شما هم درگیر انباشته‌زدایی و منظم نمودن خانه‌تان هستید، همانطور که برای شروع برنامه‌ریزی می‌کنید این اصول را در ذهنتان نگه دارید.

انباشته‌زدایی کنید، سپس منظم نمایید

الژاندرا زنجیره ویژه‌ای را برای مرتب کردن توصیه کرد: “شما نمی‌خواهید وارد فضایی شوید و فقط بر روی این نکته متمرکز گردید که چگونه می‌توانم آنجا را بهتر منظم کنم، بدون آنکه نخست از خود بپرسید آیا چیزی هست که بتوانم از آنجا حذفش کنم؟ هر چه بیشتر اشیاء را از فضایی خارج نمایید کمتر مجبور خواهید شد برای منظم کردنش انرژی بگذارید.” بنابراین نخستین گام برای منظم کردن “حذف هر چیزیست که مورد استفاده‌تان نیست، نیازی به آن ندارید یا از آن خوشتان نمی‌آید.” آنگاه می‌توانید سیستم را پیاده کنید. این نکته را به خاطر بسپرید که هر چه وسایل بیشتری داشته باشید منظم ماندن دشوارتر خواهد بود. برای نمونه مرتب نگه داشتن کمد لباسهایتان هنگامی آسان‌تر می‌شود که نصف لباسهای فعلی‌تان را داشته باشید.

چشم‌اندازتان را تغییر دهید

افکار ما تاثیری واقعی بر احساسات و اعمال ما دارند و منظم بودن را آسان‌تر یا دشوارتر می‌سازند. افکار خودکارتان را که از ذهنتان ممکن است بگذرد از نظر بگذارنید:

اگر بعداً به آن نیاز داشته باشم چه؟ در حالی که همیشه امکان دارد که به وسایلی نیاز پیدا کنید که دور انداخته‌اید، در بسیاری از مواقع حتی به یاد نمی‌آورید که چیزی را کنار گذاشته‌‌اید یا زمانی صاحب آن بوده‌اید. توصیه الژاندرا این بود که براین متمرکز شوید که زندگی‌تان با کنار گذاشتن آن اشیاء چگونه بهبود خواهد یافت. اگر شخص دیگری به آن شی نیاز داشته باشد هم می‌توانید به این فکر کنید که چگونه می‌تواند به خوبی از آن استفاده کند.

اگر دور بیاندازمش دلم برایش تنگ خواهد شد. به جایش روی این تمرکز کنیدکه با کنار گذاشتن چیزی که احتمالاً دیگر به کارتان نمی‌آید چقدر احساس آزادی خواهید کرد. مورد دیگر این است که با کنار گذاشتن آن، یک چیز کمتر خواهید داشت که نیاز به پاکیزگی، بسته‌بندی و نظم و ترتیب خواهد داشت.

اما من کلی پول برای آن پرداخته‌ام. مانند هر “هزینه نابرگشتنی یا هدر رفته” دیگری، پولی که صرف  آن کرده‌اید به هر حال از حساب شما خارج شده است- خواه آن شی را نگه دارید خواه کنارش بگذارید. پرسش مناسب این است که: با رد کردن آن شی زندگی‌تان بهتر خواهد شد یا بدتر؟ نگذارید هزینه هدررفته باعث شود که از خوشبختی اکنونتان یا فضای زندگی‌تان چیزی کم و کسر شود.

به خودتان اعتماد کنید

دشواری شما در کنار گذاشتن دارایی‌هایتان ممکن است از کمبود اعتماد به خودتان سرچشمه بگیرد. از انباشته‌زدایی به عنوان فرصتی استفاده کنید تا توانایی‌تان را در رتق و فتق مشکلات بالقوه آینده بازشناسید. به خودتان اعتماد کنید که چنانچه شرایطی پیش آمد که دوباره به آن شی نیاز پیدا کردید آنقدر کاردان هستید که راه حلی بیابید یا دست به دامن راه جایگزین دیگری شوید. برای مثال ممکن است هدفتان را دوباره بررسی نمایید یا آن شی  را از دوستی به امانت بگیرید و در بدترین حالت ممکن دوباره آن را بخرید. می‌توانید به شیوه‌ای مشابه به توانایی‌تان در کنار آمدن با هر نوع پشیمانی  ( نامحتمل) در صورت جدایی از آن شی احساسی اعتماد کنید.

تمرین پذیرش کنید

مانند هر کار دیگری، انباشته‌زدایی و نظم و ترتیب بسیار آسان‌تر و نرم‌تر پیش می‌رود چنانچه مقاومت در برابر واقعیت را کنار بگذاریم. پذیرش به معنای تایید چیزی نیست؛ تنها به معنی اعتراف به آن چیز است. می‌توانید با این آغاز کنید که حالت فعلی نظم یا بی‌نظمی‌تان را صرفاً بپذیرید. از جایگاه پذیرش می‌توانیم برای بهبود امور آستین‌هایتان را بالا بزنید.

شکل‌های دیگر پذیرش می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

رها ساختن گیر ذهنی‌تان از چیزی که میخواهید از خودتان جدایش کنید.

شناخت اینکه شما چیزی بیش از دارایی‌هایتان هستید که انباشته‌اید.

پذیرش اینکه نمی‌توانید هر یادگاری را نزد خودتان نگه دارید.

پذیرش اینکه جدایی از دارایی‌هایتان شما را ناراحت می‌کند.

پذیرش عدم قطعیت درباره اینکه بعدها نیاز به همان چیزی که در حال دور انداختنش هستید پیدا می‌کنید یا نه.

پذیرش اینکه نظم کنونی‌تان هرگز کامل نخواهد بود.

تقسیم کارهای بزرگتر

بزرگترین دو دلیلی که کاری را به تعویق می‌اندازیم که باید انجامش دهیم  این است که:۱) مطمئن نیستیم که چگونه شروعش کنیم، و ۲) فکر می‌کنیم که قرار است انجام آن برایمان ناخوشایند باشد. تقسیم کارهای بزرگ به کارهای کوچک به هر دو مشکل می‌پردازد. یک پروژه بزرگ با اولویت بالا را انتخاب کنید که با کیفیت زندگی‌تان تداخل دارد و آن را به چند کار بیست دقیقه‌ای تبدیل کنید. برای مثال یکی از کارهایتان برای نظم بخشیدن به کمد لباس‌ها می‌تواند بیرون کشیدن همه کفش‌ها و مرتب نمودنشان باشد- همین. به این شیوه می‌توانید هر کاری را در بازه زمانی کوتاهی آغاز کرده و به پایان برسانید به جای اینکه ده ساعت در تقویم‌تان دنبال زمانی بگردید که آن کار را به انجام برسانید.

این گونه تمال بیشتری دارید که آن کار را آغاز کنید تا اینکه با کاری مواجه شوید که ساعت‌ها زمان از شما می‌گیرد. شخصاً دریافتم معمولاً هنگامی دست به مرتب کردن میزنم که زمان فراوانی برای این کار در نظر گرفته باشم، در این فاصله، می‌گذارم کوهی از اشیاء نامرتب اطرافم درست شود. اما با تقسیم کردن این کار بزرگ می‌توانم از رهگذر منظم کردن دوره‌ای، خانه‌ای مرتب داشته باشم به جای اینکه منتظر شوم که فضای اطرافم تبدیل به بیغوله شود. سه کاری را انتخاب کنید که تاثیر فراوانی بر روی زندگی‌تان دارد و روزانه آنها را به انجام برسانید. آغازی مناسب برای این کار صرف زمان ۱۵ دقیقه‌ای است. جای تعجب ندارد که رویکردی موثر برای منظم کردن خانه شامل استراتژی‌های شناختی، رفتاری و مبتنی بر ذهن‌آگاهیست.

مترجم ثریا مرعشی

مترجم ثریا مرعشی

لینک مقاله