چرا هنگامی که در آرزوی عشق هستیم در عین حال از صمیمیت گریزانیم

چرا هنگامی که در آرزوی عشق هستیم در عین حال از صمیمیت گریزانیم

آندرآ اف پولارد   Andrea  F.Polard

پنج راه چیرگی بر ترس از عشق

تقریباً همه می‌خواهند که در رابطه‌ای عاشقانه باشند؛ پیوند اجتماعی عنصر سازنده شماره یک برای شادمانیست. تنها ماندن کشنده است و کووید۱۹ نیز در این میان هیچ کمکی نمی‌کند. به  رغم آنکه ویروس کرونا همچنان برای ما خطرناک است می‌توانیم به مشکل اساسی‌تری اشاره کنیم که در میان ماست.

من این را در خود پیشین و جوانتر خود می‌بینم: در حالی که مشتاق عشق و صمیمیت بودم همچنان پارتنرهایی را انتخاب می‌کردم که آماده نبودند یا اشتیاقی به چنین پیوندی نداشتند، که طبعاً قلبم شکسته می‌شد. سرانجام شخصی این سوال اساسی را از من پرسید: آیا ممکن است که شخص خودت آماده رابطه‌ای صمیمانه نیست؟

پس از آنکه به مدت طولانی و به سختی به این امکان فکر کردم به این نتیجه رسیدم که در واقع با انتخاب پارتنرهایی که در دسترس نیستند دارم از پیوندی نزدیک دوری می‌کنم. از آنجایی که با خود مهربان بودم و عاشق خودم بودم برایم سخت بود که ببینم در این میان نقشی دارم. پس از این بینش تلاش فراوانی نمودم و زمان بسیاری را صرف کردم تا از یک سو دلیل این اجتناب را کشف کنم و از سویی دیگر الگوی ناخودآگاهم را از میان بردارم.

کارشناس دلبستگی آلمانی استفانی استاهل Stefanie Stahl در کتابش توضیح می‌دهد که سه پیش‌نمونه اصلی از افرادی وجود دارد که از صمیمیت می‌هراسند: شکارچیان، شاهزادگان و مانع‌تراشان

شکارچیان تا هنگامی به طرفشان علاقه نشان میدهند که نتوانند آنها را به عنوان پارتنری بالقوه داشته باشند. لحظه‌ای که به آن فرد “رسیدند” شکارچی دست نیافتنی می‌شود. در هر دو حالت شکارچی فاصله‌اش را از خطر عشق حفظ می‌کند.

شاهزادگان آنهایی هستند که پیوسته از طرف مقابلشان ایراد می‌گیرند و سرانجام مجبور به قطع رابطه‌شان می‌شوند.

مانع‌تراشان صمیمیت و فاصله را با کار بیش از حد یا داشتن یک سرگرمی وقت‌گیر تنظیم می‌کنند.  استاهل خاطرنشان می‌کند که راه‌های بی‌شمار دیگری برای گریز از صمیمیت وجود دارد مانند : خیانت، رابطه از راه دور ( رابطه اینترنتی را هم من می‌افزایم)، تحریم کردن ارتباط و البته انتخاب پارتنری که در دسترس نیست. راه آخری شیوه‌ای منفعلانه است که به سختی هم قابل تشخیص است.

بسیاری از روانشناسان هم‌رای هستند که پرهیز از صمیمت از ترس ناخودآگاه رها شدن سرچشمه می‌گیرد. فرد اجتناب‌کننده تجربیاتی آنچنان طاقت‌فرسا داشته است که خطری بزرگ در امکان تکرار آن حس می‌کند. معمولاً او به اندازه دیگران در اشتیاق عشق می‌سوزد اما تنها تا زمانی که به صورت منفعلانه یا فعالانه ناممکن باشد. این تجربیات طاقت‌فرسا الگوی غیرارادی را برای رفتارهای آینده می‌سازند.

برخی از روانشناسان بر این باورند که مشکلات مربوط به دلبستگی همواره از شکست در حس پیوند امن با کسی می‌آید که حین نوزادی یا نوپایی از او مراقبت می‌کرده است: در اینجا به اعتماد اصلی خیانت شده است. قابل فهم است که چنین تجربه‌های زودهنگامی اثری ناخودآگاه بر روی ذهن بر جا می‌گذارند.

روانشناسان دیگر بر این باورند که شخص می‌تواند تجربیات طاقت‌فرسا را در هر زمانی حین فرایند بلوغ داشته باشد. برای مثال اگر نوجوانی حس کند توسط والدینی نیازمند به هر نحوی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد او می‌تواند حس‌هایی مرتبط با سوءاستفاده شدن یا خفگی با حس صمیمیت را داشته باشد.

در حالی که هر کسی نیازمند عشق است، چنانچه احساس امنیت نکنیم و با خودمان راحت نباشیم، نیازمان برای خودپروری می‌تواند بر ذهنمان تسلط یابد. لحظه‌ای که به حس عشق نزدیک می‌شویم، ترس و تحریک‌پذیری می‌تواند برانگیخته شود و امیدبخش‌ترین رابطه‌هایمان را نابود گرداند.

آیا همه روابطی که یکی از طرفین آن مشکل دلبستگی دارد محکوم به فناست؟ بسیاری از صاحب‌نظران بر این باورند که زوج‌ها می‌توانند با هم کار کنند تا ترس ناخودآگاه ترک‌شدگی یا در دام افتادن را معکوس گردانند. همه چیز با این‌ها آغاز می‌شود:

  • مسئولیت‌پذیر باشید. خواه به گونه‌ای فعالانه پارتنر صمیمی‌مان را دور برانیم خواه منفعلانه کسی را انتخاب کنیم که ما را می‌راند، باید بپذیریم که مشکل درون ماست. لازم است الگوی خود را تصاحب کنیم. ضمناً پذیرش مسئولیت به معنی اجازه برای سوءاستفاده نیست. برخی از ما باید بینش‌مان نسبت به الگوها را با حمایت یک درمانگر دگرگون کنیم.

  • این حقیقت را بپذیرید که می‌توانید با جابجایی الگوی قدیمی دلبستگی و ترس با الگوهای تازه عشق و شهامت  بر شرایط چیره گردید. همه ما می‌توانیم عشق ورزیدن را بیاموزیم. از آنجایی که مغز ما برای همزیستی طراحی شده است هیچگاه برای عشق دیر نیست.

  • این نکته یاری‌بخش است که پارتنر شخص اجتناب‌کننده آرام باشد و توانایی صمیمیت را داشته باشد اما انتظاراتش را در آن وضعیت پایین بیاورد. ضروریست تا برای نیاز خودپیروی و امنیت به یکدیگر فضا بدهیم. شخص اجتناب‌کننده باید بیاموزد که ناراحتی‌اش را تاب بیاورد، که تنها در صورتی امکان‌پذیر است که جدایی به وجود بیاید. باید توافقی بر سر این موضوع شکل بگیرد. بار دیگر، شاید لازم باشد آن زوج حمایت اضافی برای مذاکره بر سر امنیت فرد اجتناب‌کننده دریافت کنند.

  • به صمیمیت عادت کنید. کارشناس دلبستگی کارل هاینز بریش Karl Heinz Brisch از آموزش خستگی‌ناپذیر و بازخورد نشان دادن دو طرفه پارتنرها حمایت می‌کند. به نظر او اجتناب‌کننده ترسان باید آگاهانه و اغلب به اندازه کافی تجربه کند که در این رابطه عاشقانه ترک نخواهد شد. سرانجام، در معرض‌گذاری، این ترس قدیمی را فرو می‌نشاند. شاید دقیق‌تر این باشد که بگوییم ما می‌توانیم به جای فرار بیاموزیم که چگونه ترس و ناراحتی‌مان را تاب بیاوریم. برخی از ما شاید هرگز به طور کامل از چنگال ترس از صمیمیت نرهیم اما مطمئناً برای ایستادگی نیرومندتر و مصمم‌تر می‌شویم.

  • بیاموزیم تا خودمان را با تمرین‌های تن‌آسایی و ذهن‌آگاهی آرام کنیم. به منظور تاب‌آوری ناراحتی از صمیمیت یا حتی فکر به تعهد، می‌توانیم با ناراحتی‌مان دمی بیاساییم و بیاموزیم که مشاهده‌اش کنیم. بیاموزید که صرفاً بنشینید ( راه بروید یا ظرف‌ها را بشویید) و به آرامی نفس بکشید. هنگامی که روزانه تدارک تمرین‌های آرام‌کننده را ببینید می‌توانید راهی برای آرام ساختن ذهن‌تان بیابید در موقعیتی که تحریک شده‌اید یا میل شدیدی برای ترک آن رابطه دارید.

دارویی همه‌جانبه برای مشکل دلبستگی وجود ندارد؛ همه نیز نمی‌توانند درمان شوند. اما اکثر ما می‌توانیم با ترس‌هایمان “روبرو شویم و آنها را در آغوش بگیریم” ، تاب‌آوری را بیاموزیم و سرانجام از عشق لذت ببریم. تنها به یاد داشته باشید که شما نمی‌توانید دیگری را تغییر دهید. هر کسی خودش باید مسئولیت خویش را بپذیرید و برای رشد و باروری عشق به خودش تعهد داشته باشد. پس خردمندانه و آگاهانه دست به انتخاب بزنید.

مترجم ثریا مرعشی

مترجم ثریا مرعشی

لینک مقاله