عقل سلیم

چیزی به نام عقل سلیم وجود ندارد

میشل وندلن   Michelle VannDellen

باز کردن روانشناسی پشت این قضیه که چرا پیشنهاد به استفاده از عقل سلیم کاستی دارد

اوایل نخستین کارم به عنوان استادیار دانشگاه، روزی بود که کاملاً کنترلم را از دست دادن و خشمگین شدم. شیمیدانی به جلسه دانشمندان اجتماعی آمد که من نیز در آن شرکت کرده بودم و پیشنهاد داد که دانشگاه باید با یک شرکت نوشیدنی غیرالکلی شریک شود تا مصرف نوشیدنی‌هایشان را در راستای میانه‌روی ترویج کند. او درک نکرده بود که دانشی کلی درباره مفهوم خود-کنترلی وجود دارد.

من پژوهشگر خود-کنترلی هستم و آزمایش‌ها و دیگر مطالعات پژوهشی را به انجام می‌رسانم برای درک اینکه چطور افراد درباره خود-کنترلی می‌اندیشند و اینکه انسانها چگونه می‌توانند در کنترل رفتارهایشان بهتر شوند. همان لحظه دانستم که آن شیمیست ایده خوبی نداشت اما حقیقت آن بود که هیچ کس پژوهشی درباره میانه‌روی در آن نقطه به انجام نرسانده بود. این را می‌دانم چرا که پس از آن جلسه بی‌درنگ، دست به جستجو در پایگاه داده‌های پژوهش‌مان زدم در حالی که دنبال دانشی بودم که برای همکارانم بفرستم. بدون آنکه شواهدی به دست آید، دیدم به سرانجام رساندن این دانش به خودم بستگی داشت. به شوهرم پیامک دادم که دیر به خانه می‌رسم و ظرف چند ساعت درخواستی نوشتم برای تایید اخلاقی که در آن پیشنهاد یک سری مطالعات دادم درباره اینکه افراد چگونه درباره میانه‌روی می‌اندیشند و اینکه پیام‌های میانه‌روی چه تاثیری بر رفتارهایشان می‌گذارد.

چرا از مفهوم میانه‌روی جا خوردم؟ به دو دلیل بزرگ

نخستین مشکل با ایده‌ میانه‌روی این است که آنچه ما پژوهشگران هدفی میانه‌روی می‌خوانیم استانداردی مبهم است. آیا دیروز با حفظ میانه‌روی شیرینی خوردم؟ خب من چند تا خوردم و نمی‌توانم منکر این حقیقت بشوم. اما همه جعبه را هم نخوردم، بنابراین خط میانه‌روی را کجا بکشم؟

ما پژوهشی به راه انداختیم تا این مطلب را دریابیم به جز اینکه از ا فراد درباره میانه‌روی در خوردن شیرنی سوال نمودیم. به ویژه از افراد پرسیدیم چه تعداد شیرینی تازه از فر در آمده ( واقعاً همانجا تعدادی از شیرینی‌های داغ را جلوی آنها روی هم انباشتیم ) باید بخورند، می‌توانند با در نظر گرفتن میانه‌روی بخورند، یا کاملا افراط‌گونه میخورند. افراد میانه‌روی را بسیار دورتر از زیاده‌روی می‌دانند. پس این خبر خوبیست. اما آنها تعریف‌شان از میانه‌روی چیزی حدود ۵/۱ برابر تعداد شیرینی‌هاییست که باید بخورند و این تفاوت به لحاظ آماری معنادار است. به لحاظ عملی هم این تفاوت قابل ملاحظه است. اگر ا فراد تنها یک تصمیم این چنینی در روز بگیرند- چنانچه به جای خوردن به اندازه هر وعده، با در نظر گرفتن “میانه روی” بخورند- طی دوره یک ساله حدود ۲۵۰۰۰ کالری اضافه میخورند و این میزان بیش از ۸ پاوند وزن آنها در یک انسان معمولیست. اینجاست که کمی ابهام وارد ماجرا می‌شود.

اما دومین مشکل در رابطه با میانه‌روی این است که مفهوم مذکور معنای متفاوتی برای هر شخص دارد. هنگامی که مشغول مطالعه این مشکل در رابطه با مفهوم میانه‌روی بودیم، دریافتیم که افرادی که غذای خاصی را واقعاً دوست دارند معمولاً تعریف‌شان از میانه‌روی در رابطه با آن غذا همراه با دست و دلبازی بیشتری است – البته تنها با غذاهایی که آنها دوست می‌دارند. این بدان معناست که من فکر می‌کنم مصرف روزانه حدود ۲۰ اونس از شیرینی رژیمی ( ترجیح شخصی من برای زیاده‌روی در غذای ناسالم ) کاملاً مناسب است در حالی که همزمان شخصی که ۱۲ اونس نوشیدنی غیرالکلی می‌نوشد را مورد قضاوت قرار می‌دهم.

حالا همه این‌ها چه ربطی به عقل سلیم دارد و در کل چه معنایی برای شما به همراه دارد؟

عقل سلیم نیز این دو مشکل را در رابطه با میانه‌روی دارد. نخست، عقل سلیم ابهام دارد. بدون راهنمایی آشکار درباره اینکه چگونه رفتار کنیم، تفسیر عقل سلیم بسیار باز است و در نتیجه اجرای آن دشوار است.

دوم اینکه عقل سلیم یا همان عرف به هیچ وجه متعارف نیست. هیچ کس احتمالاً بر سر آنچه عقل سلیم می‌نامیم اتفاق نظر ندارد. گاهی این تفاوت‌ها منطقی خواهند بود- آنچه در یک کلان شهر متعارف است در شهر کوچک متعارف نیست. اما زمانهایی هم هست که این تفاوت‌ها می‌تواند مشکل‌زا باشد، به ویژه به این دلیل که افراد نسبت به آنچه خواهان انجامش هستند سوگیری دارند. هر چه افراد بیشتر بخواهند کاری را انجام دهند، به همان اندازه نیز آن را در چارچوب عقل سلیم می‌بینند. این مسئله در پژوهش ما نیز مشهود بود. هنگامی که چیزی متاثر از باورهای ماست بر سرش اتفاق نظر نداریم.

در حال حاضر، همه ما راهنمای آشکاری درباره این که چگونه رفتار کنیم دریافت نمی‌نماییم. مرکز جلوگری و کنترل بیماری‌ها در آمریکا گزارشی با  راهنمایی‌های مفصلی برای گزارش بخشهایی از کشور نوشته است، و شاید ما آنها را در آینده ببینیم، اما احتمالش کم به نظر می‌رسد. ممکن است به وسیله برخی سیاستمداران و اعضای خانواده ترغیب شویم که “فقط از عقل سلیم استفاده کن”.

همانطور که گروه من در جلسه دانشمندان اجتماعی مسئولیت ترویج مصرف نوشیدنی غیرالکلی به همراه میانه‌روی را نمی‌پذیرفتند به نظر بی‌احتیاطی می‌رسد که سلامت عمومی به عبارتی متکی باشد که برای بسیاری از افراد معانی بسیاری در بر دارد.

ممکن است تعریف‌هایی از عقل سلیم در سطح ملی یا ایالتی نداشته باشید، اما می‌توانید گفتگویی با بخش تاثیرگذارتان داشته باشید تا مطمئن شوید  فهم مشترکی دارید. از دوستان، خانواده، عزیزان و فراهم‌کنندگان خدمات چنانچه از ماسک استفاده می‌کنند بپرسید به کجا و معمولاً هر چند وقت یکبار می‌روند و در واقع با چه ریسک‌هایی رویاروی می‌شوند. از رهگذر انتظاراتتان از افرادی که با آنها تعامل خواهید داشت صداقت و روراستی به خرج دهید. زمان بگذارید تا فهم مشترکتان را با عقل سلیم مقایسه کنید.

مترجم ثریا مرعشی

مترجم ثریا مرعشی

لینک مقاله