سوگواری حین کرونا

سوگواری حین کرونا

رجینا کوئپ Regina Koepp

نقشه‌ای متشکل از هفت گام برای چیرگی بر سوگواری و از دست دادن

ظرف یک هفته در دوره کرونا، سه تا از مراجعان و یکی از دوستان سالمندم فوت کردند.

سوگوار شدن در هر دوره زندگی دردناک است. اما سوگواری حین کرونا بی‌سابقه و بی‌مانند است. با فاصله گذاری اجتماعی، ما بیش از پیش در معرض سوگ در تنهایی خود هستیم. به همین دلیل است که نیاز به نقشه‌ای داریم تا به کمک آن بتوانیم از سوگ و از دست دادن حین کرونا جان سالم به در ببریم.

سوگواری چیست؟

سوگواری تجربه‌ای عاطفی، فیزیولوژیکی و روانشناختی است که هنگام سازگاری در از دست دادنی بزرگ ( مانند مرگ عزیزان، تشخیص شرایط سلامتی روانی یا جسمانی که تهدیدی برای زندگی هستند، از دست دادن خانه بر اثر آتش‌سوزی و توقیف و …) لازم است، و هنگام انتقال‌های ضروری در زندگی و دگرگونی نقش‌ها ( مانند ترک خانه‌مان برای نخستین بار، پدر و مادر شدن، گرفتار سندروم آشیانه خالی شدن، از دست دادن کار و پایان یک رابطه و …) با آن مواجه می‌شویم.

سوگ چیزی نیست که بتوانیم انتخابش کنیم یا نکنیم. سوگواری تجربه بشری نرمالیست که به یاری‌مان می‌آید تا از دست دادن را پردازش کنیم، در انتقال‌های زندگی‌مان دوام بیاوریم، و همه تجربیات‌مان را نیز یکپارچه می‌گرداند.  خلاصه در عین دردناک بودن ضروری نیز هست. در واقع روان ما نیاز دارد تا این از دست دادن‌ها را تجربه و پردازش کند به این منظور که به روشی سالم با آن سازگاری یابد.

مراحل سوگ چه هستند؟

 سوگ نیز درست به اندازه انسانهایی که آن را تجربه می‌کنند گسترده و متنوع است، اما در عین حال مشخصه‌های رایجی نیز دارد که به همراه سوگ دیده می‌شوند. الیزابت کوبلر راس Elisabeth Kubler Ross پیشگام مفهوم مراحل سوگ بود، اما آنچه او مکرراً سعی در توضیحش داشت این بود که افراد این مراحل را با نظم و ترتیب از سر نمی‌گذارنند. سوگواری آشفته و غیرسازمان‌یافته است و فرایند شفا نیز به همین ترتیب است.

این مراحل شامل موارد زیر هستند:

انکار

خشم

چانه‌زنی

افسردگی

پذیرش

این مراحل در واقعیت چگونه طی می‌شوند؟

تنوع تجربه سوگواری درست به اندازه افرادیست که آن از سر می‌گذارنند. تجربیات تازه سوگواری می‌توانند تجربه‌های قدیمی آن را از اعماق روان به سطح بیاورند، ترکیب و سرانجام تبدیل به یک گردباد شوند. در همان زمان، همان شخص ممکن است تجربه شخصی‌اش از یک سو به مرگ و از سوی دیگر به سازگاری با آن کشیده شود.

همانطور که پیشتر گفته شد سوگواری آشفته، پیش‌بینی‌ناپذیر و پیچیده است. در واقع مشابه گردبادی از عواطف است. درست همان لحظه‌ای که می‌اندیشیم کنترل امور را در سطح عاطفی خود به دست گرفته‌ایم، یک نوا یا یک بو خاطراتمان را بر می‌انگیزد و ما را مقابل سیلی از عواطف قرار می‌دهد.

مراحل سوگواری کوبلر راس راهنمایی را به ما پیشنهاد می‌کند؛ به این ترتیب که زبانی عاطفی به ما می‌دهد تا با آن درباره سوگواری و از دست دادن به گفتگو بنشینیم. این مراحل به یاری ما می‌شتابند تا تجربه سوگ را نرمال‌سازی نماییم، اما کوبلرراس، خودش، گفته‌های بسیاری دارد و حتی نوشته است که ما این مراحل را در خطی صاف و منظم از سر نمی‌گذرانیم. این مراحل عاطفی در واقع بخشی از همان گردباد عاطفیست.

اما موهبت این مراحل این است که تجربه عاطفی فرایند سوگ را نرمالیزه می‌نماید و به ما اجازه می‌دهد که بدانیم در این تجربه تنها نیستیم. آنها به ما می‌گویند “طبیعیست که خشمگین باشی”، “انتظار می‌رود که برای داشتن شانس بیشتر التماس کنی و چانه بزنی یا  آرزو کنی که یک تصمیم متفاوت گرفته بودی تا بتواند تقدیر را دگرگون نماید و جلوی رخ دادن تجربه از دست دادن را بگیری.” می‌گوید که این انسانیست که در انکار به سر ببری که قرار است این شخص را از دست بدهی.

این مراحل به یاری‌مان می‌آید تا نامی بر روی تجربیات‌مان بگذاریم، چرا که نامگذاری تجربیاتمان و صدا بخشیدن به آنها به ما کمک می‌کند از دست دادن‌هایمان را در روانمان یکپارچه سازیم و این همان چیزیست که برای شفا و رشد به آن نیازمندیم.

مراحل اضافه چه می‌شوند؟

ششمین مرحله سوگ دیوید کسلر David Kessler نیز واقعاً مهم است. در پادکستی با برن براون Bren Brown، کسلر توضیح داد که یافتن معنا هنگامی که سوگواری می‌کنیم مهم است اما میانبری برای این درد نیست. کسلر هشدار داد، چنانچه درد برخاسته از تجربه از دست دادن را از سر نگذارنیم نمی‌توانیم شفا یابیم. یافتن معنا  لایه محافظی فراهم می‌آورد اما هرگز جلوی درد را نمی‌گیرد. او آشکار می‌نماید که در مرگ و از دست دادن هیچ معنایی وجود ندارد،  در واقع معنا آنچه پس از مرگ و از دست دادن انجام می‌دهیم است؛ به عبارت دیگر معنا درون خود ما و نه در آن از دست دادن نهفته است.

اگر حین کرونا سوگوار باشم چه کاری می‌توانم انجام دهم؟

ما نمی‌توانیم به خودمان دیکته کنیم که چگونه سوگواری نماییم. سوگواری هم در سطح خودآگاه و هم در سطح ناخودآگاه رخ می‌دهد. به بیان دیگر صرفاً روی می‌دهد. نمی‌توانیم بگوییم از “انکار” گذر کردم و اکنون وارد “خشم” می‌شوم یا “در حال تجربه افسردگی هستم و این بدان معناست که در راه تجربه “پذیرش هستم و پس از آن هم کارم تمام می‌شود.” سوگواری این گونه کار نمی‌کند. برای گذراندن فرایند سوگواری، باید درد و رنج برخاسته از سوگ را تجربه کنیم. برنامه آشکار است. سابق بر این فکر می‌کردند که شخص باید ظرف شش ماه ازفرایند داغدیدگی شدید گذر کرده باشد. اما این حقیقت ندارد. رایحه سوگ در مابقی طول زندگی‌مان وجود دارد.

در اینجا به هفت راهبرد اشاره می‌کنیم تا بتوانید با کمک آنها بر سوگ ناشی از بیماری کرونا چیره گردید:

 

اعتراف کنید که در حال تجربه سوگ هستید. واژه‌ها و صداهای سوگواری در این فرایند کمکی به فرایند شفا هستند. آوردن ناخودآگاه به خودآگاه به یاری‌تان می‌آید ( مانند زدن دکمه لامپ در یک اتاق تاریک است)، به خودتان اجازه دهید تا خوب ببینید و آنگاه آن را بازتاب دهید.

 

سوگ‌تان را با دیگران به اشتراک بگذراید. این کار به شما اجازه می‌دهد حمایتی را که به آن نیاز دارید دریافت نمایید. چرا که سوگ به خودی خود باری سنگین  است و به همین دلیل است که هر جامعه و فرهنگی برای شیون و زاری سنتی دارد که عموماً با همراهی اعضای خانواده و جامعه است. مراسم، اجتماع و رویدادهای خانوادگی موقعیتی را پدید می‌آورند تا شاهدی بر سوگ و داغدیدگی باشند و نیز برای اینکه این حس درک شود. همه این‌ها حسی از تعلق می‌آفریند که به ما کمک می‌کنند در هنگام ناپایداری بنیادمان پا برجا بمانیم.

 

هرگز رنج‌تان را دست کم نگیرید و آن را پایان یافته اعلام نکنید. درد و رنج صرفاً – دردناک- و یکی از گرایش‌های بشری طبیعی ما هستند که ما را به پیش می‌راند. به خودتان اجازه دهید تجربه‌اش کنید و درباره این درد به گفتگو بنشینید.

 

خود-غمخواری را امتحان کنید. به درد و رنجتان به آرامی و همراه شفقت نگاه کنید. با خودتان مهربان باشید و سعی کنید مشوق خود در این راه دشوار شوید. مهمتر از همه آنکه دست از قضاوت خود و دیگران بکشید. یکی از چیزهایی که با مراجعان داغدیده‌ام به اشتراک می‌گذارم این است که “این سخت است و تو از آن عبور می‌کنی…در هر گام این راه دشوار کنارت خواهم بود.”

 

مراقب سلامت جسمانی خود باشید. ممکن است متوجه بهم ریختگی در الگوی خواب، بی‌اشتهایی و دیگر تغییرات فیزیکی در خودتان بشوید. بهترین کاری را که از دستتان بر می‌آید برای سلامت فیزیکی‌تان انجام دهید.

 

اگر چه باید در حین پندمی فاصله‌تان را با دیگران حفظ کنید، خودتان را ایزوله نکنید. راهی باز بگذارید تا پشتیبانی شوید. پیوندهای تازه‌ای بیافرینید و پیوندهای پیشین را نیرومند سازید.

 

به گروه‌های سوگوار و داغدیده بپیوندید. گروه‌ها می‌توانند فضایی را برای رنج ما بیافرینند و به ما یادآوری کنند که در این راه تنها نیستیم. ضمناً این موقعیت را نیز فرهم می‌آورند تا شاهد سوگ دیگران باشیم و شاهدی برای درد خود نیز داشته باشیم.

 

مترجم ثریا مرعشی

مترجم ثریا مرعشی

لینک مقاله