چگونه غذاهای سالم افراد را به زیادروی در خوردن سوق میدهد.

والایش

والایش (Sublimation) در روانشناسی مکانیسم دفاعی ایست که در آن امیال و تکانه های منفی به شکل رفتاری پذیرفه در جامعه تغییر مسیر میدهند. زیگموند فروید نخستین کسی بود که پس از مطالعه یک کتاب این اصطلاح را رایج کرد. این کتاب داستان پسربچه ای را بازگو مینمود که در کودکی دم سگ ها را قیچی میکرد و بعدها تبدیل به جراحی محترم شد.

فروید این پدیده را به عنوان والایش تشخیص داد و آن را یکی از مکانیسم های دفاعی تعریف کرد. دخترش آنا فروید مکانیسم های دفاعی را در کتابش تحت عنوان ایگو و مکانیسم های دفاع بسط و گسترش داد.

والایش در روانشناسی چیست؟

همه ما هر روزه با محرکهایی بمباران میشویم که ما را با چالش هایی روبرو کرده، مجبورمان مینمایند که تصمیم هایی بگیریم و سرانجام پاسخهایی عاطفی بیافرینیم. این پاسخهای عاطفی میتوانند منفی یا مثبت باشند و به منظور زیستن در جامعه ای متمدن مجبوریم چنین واکنشهایی را تا حدی کنترل کنیم. ما نمیتوانیم هر جا که با موقعیتی ناخوشایند روبرو میشویم فریاد بکشیم یا چیزی را ویران کنیم. به جای آن ذهن ما می آموزد که چگونه این موقعیت ها را با رفتاری پذیرفتنی حل و فصل نماید. این جاست که مکانیسم های دفاعی به میدان می آیند. این مکانیسم ها انواع گوناگونی دارند که شامل انکار، سرکوب، فرافکنی، جابجایی و نیز والایش هستند.

والایش در روانشناسی یکی از سودمندترین مکانیسم های دفاعیست چرا که عواطف منفی را به اقداماتی مثبت تبدیل میکند. بسیاری از مکانیسم های دفاعی عواطف طبیعی ما را سرکوب می نمایند که بعدها مشکلاتی را در زندگی ما به وجود می آورند. از سویی دیگر والایش به ما اجازه میدهد کانون توجهمان را بر روی این انرژی منفی متمرکز گردانیم و آن را مبدل به عملی سودمند نماییم.

مثالهایی از والایش در روانشناسی

جوانی که با بروز خشمش مشکل دارد در باشگاه بوکس محله اش ثبت نام میکند.

شخصی با نیاز وسواس گونه به کنترل تبدیل به مدیری شایسته و موفق میشود.

فردی که بسیار حاضر جواب است و میل زیادی دارد که دیگران را سر جای خود بنشاند وکیلی زبردست میشود.

پسرجوانی با امیال جنسی فراوان که خود و دیگران را در معرض خطر قرار میدهد دونده قابلی میشود.

شخصی با روحیه تهاجمی بالا آموزش میبیند تا سرباز شود.

فردی که در موقعیت دلخواه شغلیش پذیرفته نمیشود شرکت خودش را راه می اندازد.

آدمی بسیار حساس و نکته سنج هنرمندی بلند آوازه میشود و …

به همین خاطر است که والایش بالغانه ترین راه برای پرداختن به پاسخهای عاطفیست و استفاده از آن فرد را تبدیل به شخصی کوشا میکند. اما حین والایش امیالمان، ما در سطح ناخودآگاه از آنچه در حال روی دادن است آگاه نیستیم. این بدان معناست که بسیاری از تصمیم گیری هایمان در حالت بی خبری رخ میدهند.

حال پرسش این است که این بی خبری چه تاثیری بر زندگیمان میگذارد. هری استک سولیوان پایه گذار روانشناسی تحلیلی میان فردی، والایش را اینگونه توصیف میکند: هنگامی که درباره ظرافت های تعاملات انسانی با یکدیگر صحبت میکنیم.

والایش برای او رضایتی غیرعمدی و نسبیست که به ما اجازه میدهد تایید اجتماعی بدست آوریم که تازه آن منجر به رضایت مستقیم میشود و این به رغم ایده آلها و نرمهای اجتماعی ماست. سولیوان دریافت که والایش در روانشناسی بسیار پیچیده تر از آن چیزیست که فروید بر آن باور داشت. جایگزینی عواصف منفی با رفتاری مثبت ممکن است دقیقا آن چیزی نباشد که بخواهیم. حتی شاید به طور کامل ما را خوشنود نسازد اما در یک جامعه متمدن، که باید عضوی از آن باشیم، این تنها منبع ماست.

هنگامی که از والایش به عنوان مکانیسم دفاعی استفاده میکنیم تصمیم آگاهانه ای نمیگیریم و پیامدهای کار را نیز نمیسنجیم. اگر چه به گونه ای درونی با یک تعارض رویارو میشویم؛ در آخر این نیازمان است که باید برآورده شود. بنابراین اگر به گونه ای درونی از تصمیم گیری خود آگاه نباشیم ، فرضا به شکل روزانه، چگونه از آن تاثیر میگیریم؟

والایش چگونه زندگیمان را پنهانی هدایت میکند؟

هنگامی که در حال والایش امیال و تکانه هایمان هستیم آگاهانه از آنچه در حال انجامش به طریقی معین هستیم با خبر نیستیم و این کار را دشوار میکند، به ویژه اگر در پی نشانه ای هم باشیم که در کجا در حال والایش هستیم. اما راه هایی وجود دارد که نشانمان میدهد چه زمانهایی در حال انجامش هستیم.

روابط شخصی:

فردی را که با آن رابطه دارید در نظر بگیرید. آیا درست نقطه مقابل شماست یا شباهتهای فراوانی به او دارید؟ افرادی که در پی ارتقا و اعتلا در روابطشان هستند به سمت اشخاصی متمایل میشوند که ویژگیهای مطلوب خودشان را در آن فرد ببینند.

حرفه ها:

حرفه ای را که برای خود برمیگزینید  میتواند نشانگری نیرومند از والایش در روانشناسی باشد. ژرف ترین افکارتان را بکاوید و درباره آنچه شدیدا مشتاقش انجامش هستید بیاندیشید. اکنون به حرفه انتخابی تان فکر کنید و ببینید آیا پیوند معنی داری میانشان وجود دارد یا نه. برای مثال شخصی که به رغم اضافه وزن تمایل زیادی به شیرینی و شکلات دارد شیرینی فروشی باز میکند. یا جامعه ستیزی که در بالاترین رده های یک موسسه مالی موفق مشغول به کار است. شاید هم شخصی که از صرف وقت با کودکان بیزار است در مهد کودک به معلمی میپردازد.

به هر حال هر راهی را که به وسیله آن ژرفترین و تاریکترین افکارتان را والایش نمایید میتوانید مطمئن باشید انرژی منفی تان را در کانالی قرار میدهد و به چیزی ثمربخش تبدیلش میکند.

مترجم تخصصی

مترجم تخصصی

ثریا مرعشی