چگونه غذاهای سالم افراد را به زیادروی در خوردن سوق میدهد.

پنج موردی که در آن نادیده گرفتن عواطف در کودکی باعث میشود به عنوان بزرگسال سختتر احساس دوست داشته شدن داشته باشیم

دکتر جانیک وب

حقیقتی وجود دارد که شما را شگفت زده میکند: هنگامی که در خانواده ای پرورش می یابید که احساسات شما را نادیده و بی ارزش میشمارند، به توانایی شما در احساس دوست داشتی بودن به عنوان یک بزرگسال آسیب میرساند. میدانم باورش دشوار است اما حقیقت دارد.

من این را بارها و بارها در دفتر روان درمانیم با کسانی دیده ام که در خانواده هایی رشد یافتند که عواطفشان نادیده گرفته میشد. آدمهای خوب و دوست داشتنی را دیده ام که عشق بسیاری داشته اند تا به دنیا ابراز کنند و خصوصیات زیادی برای دوست داشته شدن دارند، اما توانایی پذیرش و تجربه کامل عشقی را ندارند که به طور طبیعی سر راهشان قرار میگیرد. در واقع نادیده گرفتن عاطفی کودکان کشنده خاموش عشق است و احساس عشق را در خانواده به هزاران روش خاموش اما نیرومند تحلیل میبرد. کودکانی را بار می آورد که به لحاظ عاطفی از خودشان جدا شده اند و مانعیست برای آنکه تبدیل به آن کسی گردندکه قرار بوده بشوند.

رشد در خانواده ای که احساسات در آن نادیده گرفته میشود مستلزم پرورش چند مهارت مخصوص در آنها میشود: باید بیاموزند که چگونه ابرازکردن زیست شناختی و طبیعی آنچه را هستند (عواطفشان) از خانواده پنهان کنند. تظاهر به نداشتن احساسات مانند این است که وانمود کنید دست راست ندارید! برای نامرئی کردنش باید اطمینان حاصل یابید که آن را ندارید و این به بهای گزافی برایتان تمام میشود.

بنابراین زنان همسرانشان را به سوی زوج درمانی میکشانند چرا که حس میکنند آنها  به لحاظ عاطفی خاموش شده اند و اینکه به عنوان آدمهای نازنینی پا روی این کره خاکی گذاشته اند که احساس میکنند دوست داشتنی نیستند، که هیچ کدام از اینها نرمال نیست:

  • به عنوان کودک عشقی به اندازه کافی شخصی و ژرف را تجربه ننموده اید

کودکان نیازی اساسی دارند که برای آنچه واقعا هستند نه تنها دیده و شنیده شوند بلکه مورد مهر و محبت نیز واقع گردند. در خانواده ای که عواطف  در آنها نادیده گرفته میشود زندگی تحت فرمان ” احساساتت را نشان نده” کودک را وادار به پنهان ساختن بخشی کلیدی از خود میکنند.

چگونه میتوانید عشقی معنادار و ژرف را از سوی خانواده تجربه کنید وقتی که معنادارترین و ژرف ترین بخش شما هرگز دیده نشده است؟ این گونه است که احتمالا بزرگ میشوید در حالی که میدانید پدر و مادرتان دوستتان دارند اما این عشق  را حس نمیکنید. از آنجایی که عشقی که به عنوان یک کودک دریافیت میکنیم انتظارات ما را در بزرگسالی پایه گذاری میکند، اکنون پایین ترین توانایی را برای جذب و حس کردن عشق خواهید داشت.

۲-میان شما و عشق دیواری کشیده شده است

به عنوان یک خردسال مجبور بودید خودتان را در برابر نیاز طبیعی حس عشق سخت نشان دهید. همانطور که در بالا گفتم: همه کودکان نیازی اساسی دارند که به خاطر آن چیزی که واقعا هستند نه تنها دیده و شناخته شوند بلکه مورد مهر و محبت نیز واقع گردند.

از سویی دیگر همه کودکان نیاز دارند عواطفشان معتبر شناخته گردد و توجه و مراقبتی عاشقانه از سوی پدر و مادرشان دریافت کنند. در جستجوی دریافت چنین مواردی کودک بارها و بارها چشم به پدر و مادرش میدوزد و در نتیجه بارها و بارها ناامید میگردد. سرانجام درمیابد که آبی از این چاه بیرون نمی آید و ناچار دست از جستجو برمیدارد.

بنابراین میان خود و نیاز به معتبر دانسته شدن و نیز عشق دیواری میکشد. دیوار شما حالا کجاست؟ شما هنوز هم آن را دارید! و توسط این دیوار از عشقی راستین که سر راهتان قرار میگیرد فاصله میگیرید.

۳-به صورت کلی به احساسات اعتماد ندارید که حس عشق را نیز در بر میگیرد

هنگامی که پدر و مادرتان به عواطف شما پاسخی ندادند به طور ناخواسته درسی اشتباه درباره عواطف به شما آموختند. آنها به شما یاد دادند که این عواطف به طور کلی بی  فایده اندو بهتر آن است که از آنها دوری کرد. اکنون به عنوان یک بزرگسال برایتان دشوار است که ببینید چنین احساساتی از جمله عشق دارای ارزش است.

۴-در حالی که از عواطفتان جدا افتاده اید مشکل است که به طور کلی احساساتان را حس نمایید

به عنوان یک کودک راه حلتان این بود تا جایی که در توان دارید به خوبی میان خود و احساساتتان دیوار بکشید و همین علت آن است که بسیاری از بزرگسالانی که درگیر نادیده گرفتن عواطفشان در کودکی بودند حسی شبیه خالی بودن یا کرختی دارند: دروازه احساساتشان همچنان کاملا بسته است. هنگامی که پای عواطف به میان می آید نمیتوانیم آنها را برداشته و انتخاب کنیم. متاسفانه به همراه خشم ، خوشبختی، شادی و درد، عشقتان نیز میرود. همه اینها آن سوی دیواریست که ساخته اید و انتظار پذیرش و اعتراف از سوی شما را میکشند.

۵– عشق آسیب پذیرتان میکند

عشق مساوی با آسیب پذیریست و هیچ گریزی از آن نیست. هنگامی که به طور عمومی به احساساتتان اعتماد نداشته باشید و به این عادت نکرده باشیدکه دیده شوید، معتبر شمرده شوید و شناخته گردید، عشق به جای موهبت بیشتر مانند یک چالش ترسناک دیده میشود. ممکن است بخشی از وجودتان را به عقب رانده باشید چون واهمه دارید مبادا مردم با دیدن خود واقعی تان شما را ترک کنند. شاید طرد شدن را در هر گوشه ای میبینید که در کمین شما نشسته است.

شاید از این میترسید که آغازگر یک دوستی یا فعالیت باشید چرا که هراس آن را دارید با انجام این کار به نظر آید باری بر دوش دیگران بوده اید یا تعقیبشان کرده اید.

ترس از آسیب پذیری ممکن است از ارتباطی رضایت بخش که سزاوارش هستید شما را دور نگاه دارد.

راه حل

چیزی که حین کار کردن با صدها یا شاید هزاران مراجعی آموخته ام که درگیر نادیده گرفتن عواطف در کودکیشان بودند این است که هیچ وقت برای تغییر و شفا دیر نیست. همه راههایی که منجر به وقوع این آسیب در کودکیتان شده است توسط شما به عنوان بزرگسال برگشت پذیر است.

مترجم تخصصی

مترجم تخصصی

ثریا مرعشی