چگونه غذاهای سالم افراد را به زیادروی در خوردن سوق میدهد.

چرا پذیرش تحسین تا این اندازه دشوار است

تمرینی برای گرفتن تحسین که میتواند رابطه تان را نیرومند سازد

به نظر میرسد تحسین و قدردانی این روزها مفهوم واقعی خود را از دست داده است، اما همیشه تاکید و تمرکز روی ابراز قدردانیست تا دریافت آن. البته ابراز آن مفهومی حائز اهمیت و ارزش است ولی به همان اندازه پذیرش آن هم نقش پررنگی در تحکیم رابطه ها دارد.

گذشته از اینها چرا پذیرش تحسین و قدردانی برای بسیاری از افراد دشوار است؟ پژوهش ها حاکی از آن است که این سختی در تقریبا همه کشورها و فرهنگ ها به چشم میخورد. ما دریافتیم نزد اکثر آدمها قدردانی به عنوان کالایی کمیاب دیده میشود. گویی اگر به آن رسیدیم نمیتوانیم به اندازه کافی به اطرافیانمان بدهیم. تصور بر این است که بخشی از این علت به بستر  فرهنگی جوامع بر میگردد، چرا که از کودکی به ما آموخته شده تا فروتن باشیم و بر روی خودمان تمرکز نکنیم.  

غم انگیزست که بسیاری از ما آنچه را “رقص قدردانی” مینمامیم متوقف میکنیم و هنگامی که شعله این شمع به خاموشی گرایید کاملا بدون عمد جلوی عشق و تحسین را برای ورود به وجودمان میگیریم. گویی در را به روی کسی ببندیم و نگذاریم وارد خانه و سرانجام قلبمان شود. در زیر به گفتگوی سوزی و جیمز توجه کنید: ( سوزی با پذیرش تحسین دشواری دارد)

درست شب گذشته پس از امتحان کردن دستور جدید برای خوراک مرغ و کاری، جیمز اظهار کرد: چقدر خوشمزه بود. حال سوزی به جای آنکه با بخشندگی پذیرای این تعریف باشد به صورت خودکار متقابلا پاسخ داد: آنقدرها هم که امیدوار بودم خوش عطر نبود و چیزی کم داشت. شاید بهتر بود ادویه های دیگری هم اضافه میکردم. شاید هم اگر به جای ریختن کاری قدیمی میرفتم و از فروشگاه تازه ش را تهیه میکردم بهتر میشد. جیمز بی درنگ به تحسین اولیه خود اشاره میکند: ولی سوزی غذا خوشمزه بود! تاکید او بر این است که غذا را دوست داشته و میخواست به سوزی یادآوری کند که قدردان زحمات اوست.

سوزی به تازگی دریافته است که به طور طبیعی پذیرای تحسین نیست و در حال کار کردن بر روی خودش است. او کمی بهتر شده اما گاهی دچار لغزش میشود. برای نمونه  به طور منظم مجبور است به خودش یادآوری کند که چگونه پاسخ تحسین را بدهد؛ در هر حال این کار به تمرین نیاز دارد.

اما سوزی تنها کسی نیست که این مشکل را دارد. در واقع آدمهای بسیاری وجود دارند که به سختی تحسین و تمجید را میپذیرند. ما دریافته ایم که افراد غالبا به یکی از سه روش ناسالم زیر پاسخ تحسین را میدهند:

  • منحرف کردن گفتگو

هنگامی که تحسینی درباره خود میشنویم واکنش اولیه بسیاری از ما منحرف کردن موضوع است. گویی میخواهیم خرده های نان را از روی لباسمان کنار بزنیم. شاید این گونه به ما آموخته شده که کارهایمان جای هیچ تعریف و تحسینی را ندارد.

 هنگامی که نوبت به پذیرش تحسین آن هم به گونه ای مناسب میرسد،  آسیب  پذیری  نقش  عمده ای در این میان بازی میکند. اغلب ما نگران خود حقیقی مان هستیم و هر آنچه از ما انسان میسازد مانند کاستی های خود هستیم.  به همین دلیل است که بسیاری از ما دوست نداریم مرکز توجه باشیم. افزون بر همه اینها چنانچه درهای عشق و قدردانی را به روی خود باز کنیم شاید چیزهای دیگری مانند درد و فقدان را نیز به زندگی خود راه بدهیم.

  • مقابله به مثل کردن

راه متداول دیگر در پاسخ به قدردانی مقابله به مثل کردن به صورت بی درنگ  است. یعنی پیش از آنکه جملات تحسین آمیز درباره خودمان به پایان برسد دست به مقابله به مثل میزنیم و زبان به تحسین گوینده باز میکنیم.

به این واکنش “سیب زمینی داغ” میگویند چرا که یادآور یک بازی به همین نام است که برای بسیاری از ما خاطره انگیز است. در این بازی معروف هدف این بود که هر کسی سیب زمینی داغ به دستش میرسد در کوتاه ترین زمان ممکن آن را به دست کس دیگری بدهد.  این واکنس خیلی تبادلی به نظر میرسد. ما احساس میکنیم اگر کسی به ما جمله ای تحسین آمیز “بدهد” باید به سرعت جمله ای شبیه به آن فرد گوینده “بدهیم”.

 دوباره به نظر میرسد آسیب پذیری نقش پررنگی در این میان بازی میکند. آسیب پذیری نسبت به کسی که خود را رهین منتش میدانیم طبیعیست چنانچه با این موضوع مشکلی داشته باشیم شاید تلاش میکنیم با تعریف کردن بدهی مان ( سیب زمینی داغ) را پس بدهیم.

  • کاستن

سومین واکنش زمانیست که شما به ذکر همه دلایلی میپردازید که چرا آن تحسین به نظرتان درست نیست و به همین دلیل نمیتوانید قدردانی ابراز شده را بپذیرید. گاهی این دلایل بسیار جزئی و پیش پا افتاده هستند.

برای نمونه در مثال نخست هنگامی که جیمز از خوراک مرغ و کاری سوزی تعریف کرد سوزی به جای پذیرش آن به ذکر تمام جزییاتی پرداخت که چرا غذایش آنطورها که میتوانست خوشمزه در بیاید نشد. گفته های او درست خلاف جهت اظهارات جیمز بود و باعث شد که بار بعدی او نخواهد کار سوزی را تحسین کند. در واقع تعامل مثبتی که داشت برقرار میشد به سرعت تبدیل به مبادله ای منفی شد.

 

 مترجم تخصصی

مترجم تخصصی

ثریا مرعشی