چگونه غذاهای سالم افراد را به زیادروی در خوردن سوق میدهد.

میسوفونیا یا بیزارآوایی: چرا بعضی از صداها افراد را به مرز جنون میرساند؟

پیش این افراد چیپس نخورید!

آیا صدایی به ظاهر ساده مانند جویدن چیپس ضربان قلبتان را بالا میبرد و مغزتان به گونه ای واکنش نشان میدهد گویی در وضعیتی میان مرگ و زندگی گیر افتاده‌اید؟ این وضعیت برای افرادی که از بیزارآوایی رنج میبرند میتواند رخ دهد. میسوفونیا شرایطی مرموز است که در آن عواطف منفی قوی، اغلب خشم و اضطراب، در پاسخ به برخی صداهایی که روزانه افراد از خود در می‌آورند مانند جویدن، تایپ کردن و حتی نفس کشیدن تجربه میشود. اگرچه در نگاه نخست بیشتر شبیه آزاری جزئی و نوعی بداقبالی به نظر میرسد مطالعات در این زمینه تصویر جدیتری را نشان میدهد.

دامیان دنیس Damiaan Denys  استاد دانشگاه آمستردام میگوید: “هنوز برخی شک دارند که آیا این نوعی اختلال به حساب می‌آید یا نه و با خود می‌گویند شاید من هم اگر به سینما بروم و کسی در نزدیکی‌ام چیپس بخورد ناراحت شوم. اما یک تفاوت مهم وجود دارد و آن این است که افراد دچار میسوفونیا واقعاً زجر میکشند. حتی بر سر این مسئله افراد از همسرانشان جدا میشوند یا از محل کارشان استعفا میدهند.”

دنیس به Live Science گفت: “در مورد کودکان این نبود آگاهی میتواند منجر به تشخیص اشتباه شود و فرض کنند که کودک دچار نقص توجه یا بیش‌فعالی یا حتی اوتیسم است.”

پژوهش کمی درباره بیزارآوایی صورت گرفته است و تا به اکنون رسماً  مشخص  نشده که شرایطی عصب‌شناختیست یا روانپزشکی. اما برخی از روانشناسان که اضطرار مراجعانشان را دیده‌اند متقاعد شده‌اند که مسئله‌ای جدی در میان است. علی ماتو Ali Mattu روانشناس دانشگاه کلمبیا گفت: “من بر اساس پژوهشها و تعاملهایم با مراجعان مطمئنم که این بیماری وجود دارد.”

مغزی که کمی متفاوت است

سازوکار نهفته در میسوفونیا به طور کامل شناسایی نشده است. اما دانشمندان به این قضیه مظنونند که برخی صداهای ویژه در مغز افراد مبتلا به گونه‌ای خاص پردازش میشود و در نتیجه اینطور واکنش نشان میدهند. در یک مطالعه تازه که در مجله Scientific Reports منتشر شده است دنیس و همکارانش مغز ۲۱ فرد میسوفونیک را با ۲۳ نفر فرد سالم زیر نظر گرفتند در حالی که هر دو گروه مشغول تماشای کلیپی بودند که شامل فعالیت‌های زیر بود:

صداهای تحریک کننده مانند ملچ و مولوچ کردن، رویدادی خنثی مانند مراقبه کردن یا صحنه‌هایی چندش‌آور از یک فیلم

تنها فیلمی که باعث واکنش مغزی متفاوت در دو گروه شد کلیپ‌هایی بود که در آن صدای ملچ و مولوچ پخش میشد. افراد میسوفونیک هنگام تماشای ویدئوهایی با ملچ و مولوچ یا تنفس صدادار احساس سنگین خشم و بیزاری کردند و ضربان قلبشان افزایش یافت. اسکن مغز آنها فعالیت بیش از اندازه‌ای را در Salience network نشان داد؛ بخش‌هایی از مغز که توجه ما را به موضوعی برجسته و قابل‌ملاحظه در پیرامونمان هدایت می‌کند.

یافته‌های این مطالعه با  تیم دیگری که در سال گذشته یافته هایشان را در مجله    Currenr Biology  منتشر کردند مطابقت داشت. آن مطالعه دریافت که در افراد میسوفونیک صداهای تحریک کننده بخش‌هایی از مغز را فعال می‌کند که مسئول تنظیم ترس، عواطف و خاطرات درازمدت است. با استفاده از تکنیک های گوناگون brain-imaging پژوهشگران دریافتند که پیوند میان بخش‌های معین مغز در افراد میسوفونیک متفاوت است و برخی اوقات به لحاظ ساختاری نیرومندتر از سایر انسانهاست.

چنین یافته هایی منجر به این میشود که دانشمندان به این نتیجه برسند که میسوفونیا به وسیله سیم‌کشی متفاوت مغز ایجاد میگردد و باعث میشود مغز صداهای خاصی را طوری برجسته درک و پردازش کند و در نتیجه به گونه‌ای واکنش نشان دهد که انگار موردی اضطراری و مضطربانه پیش آمده است. به بیان دیگر در چنین حالتی مغز صدای جویدن را مانند غرش شیر پردازش میکند!

آیا مغز یک میسوفونیک میتواند آرام بگیرد؟

پژوهشها درباره میسوفونیا آنقدر تازه و نوپا هستند که شرایطش به خوبی تعریف نشده و هیچ راهبرد استانداردی هم برای شناسایی و درمانش وجود ندارد. علی ماتو به Live Science گفت: “بزرگترین چالشی که در درمان دارم این است که هیچ ملاک مناسبی برای آنچه میسوفونیا می‌نامیم وجود ندارد و هنوز تعریف به اجماع رسیده ای به لحاظ روانپزشکی برای آن نداریم.”

برای کمک به افراد دچار این بیماری درمانگران تنوعی از تکنیک‌ها را به کار می‌گیرند  که اغلب مبتنی بر نشانه‌های آن است. ماتو گفت:” عواطفی که حین این موضوع تجربه می‌شوند و افکاری که به ذهن می‌آیند کلید درمان این مشکل است.”

آنهایی که ترس و اضطراب را تجربه می‌کنند ممکن است به درمانهای exposure-based پاسخ دهند که در آن درمانگر به آنها کمک می‌کند تا بیاموزند نشانه‌هایی را مدیریت کنند که با شنیدن صداهای محرک نمود پیدا می‌کند. در مقابل بیمارانی که خشم را تجربه می‌کنند می‌آموزند که اضطرارشان را با تکنیک های تن‌آرامی و حواسپرتی مدیریت نمایند.

موثرترین درمان تا به اکنون ظاهراً درمان شناختی رفتاریست که در آن درمانگر به افراد کمک می‌کند شیوه تفکرشان را در این موقعیت‌ها تغییر دهند و توجهشان را جابجا کنند.

مترجم

مترجم

ثریا مرعشی